السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
65
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )
1 - ترك طاعات نيز معصيت است . پس بطور تكوينى بر انجام اين تحرك نيز قادر نيست . حال چگونه در انجام آن مختار است ؟ و مختار بودن در خصوص طاعات يعنى چه ؟ ! 2 - اين تفصيل ، بىدليل و بدون توجيه است و بلكه تحكّم محض . چرا مسأله بر عكس نيست تا معصوم در ترك معاصى مختار باشد و بر انجام طاعات مجبور ؟ ! ( 1 ) جالب توجه است كه وقتى اين پرسشها از او شد ، گاهى اوقات به گفتار بلخى پناه مىبرد كه ثواب بر طاعت از باب تفضّل خداوند است نه استحقاق بنده ، و گاهى اوقات به اين پندار كه استحقاق به تفضّل است . اين گفته نيز همانند گفته بلخى است كه در استدلال بر اين مطلب كه طاعت به استحقاق است نه به تفضّل ، بدان توجّه نمىشود . دليل اين است كه طاعت مشقتى است كه خداوند بنده را بدان ملزم كرده است . اگر بدون غرض باشد ، ظلم و عبث است . اين قبيح است و از خداى حكيم سر نمىزند . اما اگر داراى غرض باشد ، در صورتى كه اين غرض به خدا بازگشت كند ، باطل است . چه خداوند بىنياز است و اگر به مكلف برگردد ، در صورتى كه اين غرض ، ضرر رساندن به مكلف باشد ، ظلم و قبيح است و اگر سود رساندن به او باشد ، حال اگر درست بود كه خداوند از همان اوّل به او سود عنايت كند ، در اين حالت تكليف عبث خواهد بود و در صورتى كه ابتداى بدان صحيح نباشد ، نيازمند تكليف خواهد بود تا با انجام آن استحقاق رسيدن به نفع را بدست آورد ، و اين ، همان مطلوب است . بدين ترتيب بدست آمد كه ثواب به استحقاق است نه به تفضّل . ( 2 ) گفتار بلخى از اساس باطل است . زيرا بر اساس مذهب وى ، وجوب تكاليف براى شكر نعمت است . بنابراين هيچ كس در اثر انجام تكليف مستحق ثواب نمىشود . بنابراين ثواب ، تفضّل خداست . ترديدى در نادرستى اين گفته نيست . چه